تبليغاتX
یا تو یا هیچکس - یا تو یا هیچکس دیگه به خدا !
شعرهای خانم مریم حیدرزاده

به نام خالق زیبایی ها

می گویند متولد 2 بعد از ظهر 29 آبان 56، عاشق گل سرخ، رنگ سرخ و هر چیز

سرخ، شیفته راه رفتن زیر باران البته بدون چتر شب ها بی خواب است و روزها

بی تاب، هوایش پر از تنفس حافظ و عطر مولاناست و محکوم است به زنده ماندن

نه زندگی.

دلباخته غروب دریا و طلوع رویاست، ذهن آشفته اش پر از بریده های یاد شاملو و

نیماست، از سنتها تفعل و شب یلدا را بیشتر می پسندد، شمالی ترین نقطه دلش

مال کسی ست که هرگز دوستش نداشت وندارد، تنهاست، مثل کوه هایی که به

قول قدیمی ها به هم نمی رسند، کجایند آن قدیمی های مهربان که ببینند آدم ها

هم مثل کوه ها اینچنین اند، ترسش از نرسیدن است و از اینکه ترسی اویی که

نمی خواهدش از رسیدن باشد، فقط یک آرزو دارد توی این دنیای بزرگ اما کوچک،

آن هم هنوز مثل تمشک هایی که پشت چشم برگ های تیغ دار بوتخ پنهان شده و

دور از نور مانده اند، کال اند.

سبدی دارد پر از خالی و پنجره ای که رو به خانه هیچ کس بار نمی شود.

لقبش مجنون است البته با اجتزه خودش و تخلصش رسپیناست که در زبان

سانسکریت آن رات پاییز معنا می کنند، سر نوشتی دارد پر از خطوط سرگردان و

مبهم و منتظر کسی ست که روزی قرار بود برای همیشه بیاید و بماند اما حالا دلش

هم برای او تنگ نمی شود، هر وقت به آرزویتان رسیدید دعایش کنید این حرف

همیشه، اول و آخر اوست، با وجود تمام این حکایت ها و شکایت ها تنها یک حرف

برای گفتن دارد، هم به او و هم به آنانی که حرف هایش ا به خاطر آن اوی گمشده

نیامده می خوانند، باز هم یا تو یا هیچکس.

--------------------------------------------------------------------------------------------

تمام شعرهای زیر از کتاب *یا تو یا هیچکس *خانم مریم حیدرزاده

                                                       رو تقدیم می کنم به

مالک شمالی ترین نقطه دلم و ...

-----------------------------------------------------------------------

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

عطر زرد گل یاس و نمی خوام

نمره بیست کلاس و نمی خوام

من فقط واسه چش تو جون می دم

عاشقای بی حواس و نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

عشق رو نقطه جوش و نمی خوام

دوره گرد گل فروش نمی خوام

اونی که چشاش به رنگ عسله

مجنون خونه به دوش و نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

من کسی با قد رعنا نمی خوام

چشای درشت و گیرا نمی خوام

دوس دارم قایق سواری رو ، ولی

جز تو اتز هیچ کسی دریا نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

موهای خیلی پریشون نمی خوام

آدم زیادی مجنون نمی خوام

می دونی چشم منو گرفتی و

جز تو هیچی از خدامون نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

چشم شرقی سیاهو نمی خوام

صورتای مثل ماهو نمی خوام

آخه وقتی تو تو فکر من باشی

حق دارم بگم گناهو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرفای نقره ای رنگ و نمی خوام

اون دوتا چشم قشنگ و نمی خوام

حتی اون که بلده شکار کمه

صاحب تیر و تفنگ و نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

شعرای ساده و تازه نمی خوام

اونکه می گه اهل سازه نمی خوام

من دلم می خواد تو رو داشته باشم

واسه اینم اجازه نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

سفر دور جهانو نمی خوام

رنگای رنگین کمانو نمی خوام

لحظه و ساعت عمر من تویی

تو که نیستی من زمانو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

فالای جور وا جورو نمی خوام

نامه های راه دور نمی خوام

واسه چی برم ستاره بچینم

ماه من تویی که نور نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

آذر و خرداد و تیر و نمی خوام

من خودم تو چشم تو زندونیم

حق دارم بگم، اسیرو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرف خیلی عاشقونه نمی خوام

دل رسوا و دیوونه نمی خوام

یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا

خدا هم خودش می دونه ، نمی خوام

خرداد و اردیبهشت و نمی خوام

بی تو من این سرنوشتو نمی خوام

یکی پرسید اگه آخرش نشه

حتی این خیال زشتو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

بی چیزی از این عالم نمی خوام

تو فرشته ای من آدم نمی خوامش

می دونی خیلی زیادی واسه من

همیشه عادتم کم نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

منو باش شعرو نوشتم واسه کی

تویی که می گفتی شما رو نمی خوام

یک حقیقت تلخ

یه نفر خوابش میادو واسه خواب جا نداره

یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره

می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش

اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره

انتخابم می کنه، پولشو اما نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

اون یکی مداد یرای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی

اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد از مدرسه توپ چهل تیکه می خواد

مامانش می گه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه، همه میان

یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش

یکی داره می میره، خرج مداوا نداره

یکی انشاشو می ده توی خونه صحیص کنن

یکی ازبر شده دردو، دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی

یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن

یکی می پرسه آخا چرا مال ما نداره

یکی دوس داره کارتون ببینه اما کجا

یکی انقد دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدای بالای برجشون می گه

یکی اما خونشون اتاق بالا نداره

یکی به جای خاله بازی کلاس شنا می ره

یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

یکی طاقت صدور ویزا نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه

یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس

یکی هم برای گرمی دستاش ها نداره

دخترک می گه خدا چرا از ما... مادرش می گه

عوضش دخترکم، اون خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه

هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش، اما نمی ره

می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره

بچه ای که تو قرمزا می فروشه گل

مگه درس و شور و شوق و رویا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه

پس دیگه نیازی به شب یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

راستی اسممو واسه لمس بهتر قصه می گم

ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره؟

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما

این قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده

همه چی دست اونه، ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن، همه می رن یه جا

اون جا فرقی میون فقیرو دارا نداره

کاش یه روز بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمی شه، با نمی خوام، با نشد، با نداره

هیچ کسی زیبا نمی شه

انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمی شه

پی چاره ام با حرفای الفبا نمی شه

من که هیچ ساعتمم دیوونته دروغ که نیست

تو از اون روزی که رفتی خوابیده پا نمی شه

هی می گم کاشکه یه روز معجزه شه با همدیگه

دو سه ساعتی بریم کنار دریا نمی شه

آسمون دلش گرفته مث اخمای توا...

یه گره افتاده رو پیشونیشو وا نمی شه

نامتم باهام لجه می خوام بذارمش کنار

انقدر بد باهام هر چی کنم تا نمی شه

مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم؟

که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمی شه

سرخیا مال تو هر چی زرده بفرست واسه من

ماهی مثل تو که پنهون لای ابرا نمی شه

دیدی خواستن میون من و تو رو ابری کنن؟

تو نگفتی بهشون برید چه حرفا نمی شه؟

مگه از من چی شنیدی که یهو دلت شکست؟

دل عاشق بیشتر از یک بار رسوا نمی شه

چه شبایی که نشستم تا سحر به این امید

که به هر کسی به جز من بگی نه یا نمی شه

روزی که خواستی بیای پیشم مث دیوونه ها

از همه می پرسیدم پس چرا فردا نمی شه

حسرت داشتن تو

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه

حسرت داشتن تو، پیر شده، عینک می زنه

صورتم سرخ شده بود، اما کبود شده

جدایی یه عمره داره توی اون چک می زنه

اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست

منو می بینه یه وقت، دوباره چشمک می زنه

یادته مشروط داشتن تو شدم یه عمر؟

هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه

حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم

م تو کی آدمو جای عروسک می زنه؟

دیشب از خواب پریدم خوب شد، آخه دیدم یکی

داره به ماشین تو، هی گل میخک می زنه

تو که تنها نیودی، یکی پیشت نشسته بود

بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه

اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت

دیده بودم واسه دختره سوتک می زنه

باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب

دل هنوز واست «تولدت مبارک» می زنه

تو زیاد دوسم نداشتی، خوب مقصر نبودی

کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه؟

نه که بچه ها بدن، پاک و زلاله قلبشون

ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه

فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله

میره آسمون، خودش رو جای لک لک می زنه

دختر همسایه مون، نمی دونه دوس نداری

داره دور فاب عکست گل و پولک می زنه

نه که فکر کنی به تو نظر داره، می کشمش

مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه

کارش این نیس، طفلکی شب تا سپیده می شینه

گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه

راستی من چرا تو نامم اینارو به تو می گم!

نمی گم گوشای رویام دیگه سمعک می زنه

جز واسه نوار تو که توش صدای نازته

به نفسهام طعم عطر سیب قندک می زنه

نامه مو جواب نده، دوسم نداشته باش ولی

نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه

پیش هیچ کسی نرو، حلقه دس کسی نکن

چون گناهه، من هنوز دلم برات لک می زنه

گدای معمولی

فکر می کنی چشات چیه؟ دو تا بلای معمولی

چه جوریه مگه صدات؟ یه جور صدای معمولی

فکر می کنی تو چی داری که امثال من ندارن؟

فقط یه جور ناز و ادا و عشوه های معمولی

فقط ازت حرف می زنم دیگه نمی لرزه تنم

تو هم یکی مثل همه، تو آدمای معمولی

اما نه طفلکی اونا، از خیلی هاشون بدتری

یه عاشق دمدمی و، یه بی وفای معمولی

اون قدیما یادم می یاد گفته بودم موهات طلاست

نمی شه زیرش بزنم، یه جور طلای معمولی

بیا فقط یه بار، فقط یه بار کلاتو قاضی کن

منم مث اونا بودم؟ اون عاشقای معمولی؟

هر چی بودم دلت رو زد شعرا و عاشقونه هام

رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی

من نمی گم آدم باید عاشق چشم وابرو شه

دردیه که خوب نمی شه با یه دوای معمولی

کاش ولی لایقت باشه اونکه شبات مال اونه

فقط می خوام دعا کنم یه جور دعای معمولی

تو که شبات روز شدن و، روز مو رنگ شب زدی

کاش لااقل بچه بودم با اون شبای معمولی

کاش جای موندن توی عشق، تو مشق شب مونده بودم

تو مشکل سفیدی اون کاغذای معمولی

ما بد جوری بهم زدیم حسرت به دل موندم هنوز

بیرون بریم با هم یه روز، حتی یه جای معمولی

راستش می خواستم اولاش، نقشی واست بازی کنم

نقش یه دختر خوش بی اعتنای معمولی

دیدی نقاب من چه زود، افتادو من همون شدم؟

بازم همون دخترک بی ادعای معمولی

راستی می گم شعرای اون از مال من قشنگتره؟

چی داره که من ندارم، یه جور ادعای معمولی

فکر می کنم که راه به راه، بهت می گه دوست داره

منو شکست نکردن، همین کارای معمولی

خوب می دونم من تو دلم برات می مردم ولیکن

زیاد واست جالب نبود این گفتنای معمولی

چه فایده هر چی که بود تموم شد و دیگه گذشت

اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی

نمی دونم تو می خونیش، یا که نگاش می کنی

بخاطر تازگی، اون وعده های معمولی

همونا که اول می دن، به جز تو هیچکس به خدا

یه حرف ساده دروغ، یه خدای معمولی

اگه که خوندیشم بگو، این مال یه غریبه بود

یه لطف اگه دیدی که نه زیادی اذیت می کنه

بیا سراغ دختری با رویاهای معمولی

منم می بخشمت آخه چاره ای جز این ندارم

مث همیشه قهرا و باز آشتیای معمولی

اگه نخواستی نامه رو، تو رو خدا پس نفرست

رو عادت همیشگیت، با اون یه تای معمولی
خواستم یه جور سادگیمو فقط بهت نشون بدم

نامه تمیزه ولی با، مداد سیای معمولی

من خیلیم بد نبودم، سعی می کنم بد نباشم

خب بعضی وقتا بد می شم، از اون بدای معمولی

دیگه مزاحم نمی شم تو کاری با من نداری؟

تکیه کلام خودته، این جمله های معمولی

فقط یه چیزی، دوس دارم به یه سوال جواب بدی

غیر از تموم پرسشاو ، سوالای معمولی

پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تو می خری؟

بهم نگاه کن به چش یه جور گدای معمولی

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

نمی خوام از آسمون چیزی برات بیارم

عکستو رو قله هیمالیا بذارم

نمی خوام از پشت ابر ماهو واست بچینم

فقط تو خواب و رویا تو باشی در کنارم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام تو رویام سوار ابرا بشم

تو آرزوی کالم باز با تو تنها بشم

من نمی خوام که با شعر حرفمو گفته باشم

توی خیالم واسه تو شب یلدا بشم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام فکر منی که عاشقیم یه حرفه

یه کم اگه نباشی آب می شه، مثل برفه

دلم می خواد بدونی دلم مث یه دریاس

به وسعت نگاهت، عمیق و خیس و ژرفه

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگم که چشمات خود ستارس

چشات اگه نباشه ستاره بی اشارس

من نمی خوام رو کاغذ فقط نوشته باشم

دیدن روی ماهت تولد دوبارس

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگم که صدبار واسه تو مردم

قد تموم دنیا عاشق و دلسپردم

می خوام خودت حس کنی، بدون طعم حرفت

چقد تو قحطی نور، لحظه ها رو شمردم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بهار شه، من عاشق پاییزم

پاییز می شه عاشق تر واسه تو اشک می ریزم

من نمی خوام عاشقیم مثل بقیه باشه

فقط بگم فدات شم، فقط بگم عزیزم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام با چشمام بهت بگم دیوونم

من دوس دارم بگی که، نگو، خودم می دونم

من نمی خوام آخر، قصه مونو بدونی

من نمی خوام زبونی، بگم پیشت می مونم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمی خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم

یا که نشونت بدم عاشقیمو با غصم

من نمی خوام که دنیا فقط تو رویا باشه

از لای ارکیده قصری برات بسازم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام داشتنت، واسه من آسون بشه

نعمت با تو بودن، اینجا فراوون بشه

من نمی خوام با خودت، بگی که نه محاله

مریم عاشق من، شبیه مجنون بشه

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگم که بباری بارون میاد

به خاطر تو چشم گلای رز خون میاد

من نمی خوام فکر کنی حرفای عاشقونم

همین جور آسون می ره، همین جور آسون میاد

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام کوهو بشکافمش با تیشه

پر سیاوشونو ببرمش با ریشه

من نمی خوام تو نامه یه قولی داده باشم

که می مونم کنارت، حتی پس از همیشه

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمی خوام این نوشته، کارارو بدتر کنه

پلکاتو سنگین کنه، اون چشاتو تر کنه

من نمی خوام با حرفام، یه وقت دلت بلرزه

آتیش تصمیممو، رنگ خاکستر کنه

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگی نه، می خوام برات بمیرم

برای اولین بار، اجازه ام نگیرم

من نمی خوام کنی، رها می شم با مردن

مرگ منم می گه که، صید توام، اسیرم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

دیگه دارم می میرم، ببین چشمامو بستم

به عشق مردن برات، تو اتنتظار نشستم

من نمی خوام که قلبی برای من بشکنه

من نمی خوام بشکنی، من واسه تو شکستم

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من واسه تو مردم، این حرف آخرینه

دوس ندارم به جز تو، کسی اینو ببینه

تو توی آسمون باش، این جاها جای تو نیست

تو قلب آسمونی، اینجا زیر زمینه

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام گل برام، بیاری پرپر کنی

این شعر آخریمو، یه وقتی ازبر کنی

بقیه روزای طلایی عمر تو

یه وقت خدا نکرده، با سرزنش سر کنی

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من دیوونه رو باش که ...

من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی

تمام مشکلم اینه که حرفامو نمی فهمی

منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی، بی احساسی

دروغ بود اینکه می گفتی، تو هم محو گل یاسی

من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو

تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو

من دیوونه رو باش که به پای چشم تو سوختم

ولی بعد یکم بازی تو با من بد شدی کم کم

من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم

باهات موندم، باهات ساختم، واست سوختم، واست مردم

من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم

همش یک گل تو باغچم بود، اونم آخر واست چیدم

من دیوونه رو باش که به خوبیم، عادتت دادم

شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم

من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم

خوشی رو تو خودم کشتم، ولی با چشم تو موندم

من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو

تو حتی اسم مجنونم، نه آوردی، نه می دونی

من دیوونه رو باش که قد دنیا دوست دارم

نم اما من دوست داشتم، حالا که از تو بیزارم

من دیوونه رو باش که واست خوندم چقد ساده

تو حرف عاشقونم رو شنیدی، حاضر آماده

من دیوونه رو باش که نشستم منتظر، رسوا

زدی تو زیر قولاتو، گذاشتی باز منو تنها

منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمی خواستی

چقد دیوونه ای راستی، چقد دویوونه ام راستی

منو باش که با یه آهنگ، می خواستم مهربونتر شم

زدی تیرو توی ذوقم، نداشتی حوصله بازم

من دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم

چقد دیوونه تر چون باز، تو رو اینجا خطاب کردم

من دیوونه رو باش که ، درسته خیلی دیوونم

جهنم می رم اما نه، کنار تو می مونم

اینم یه نامه ابری، به امضای یه دیوونه

فقط بیچاره اون کس که، یه عمرو با تو می مونه

من نباشم

من نباشم کی تو رویا، موهاتو ناز می کنه؟

کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه؟

راس بگو من که نیاشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟

من نباشم کی می شینه تا سحر بالا سرت؟

کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت؟

من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو

می کنه بدرقه راه بلند سفرت؟

من نباشم کی گلای خواهشت رو آب می ده؟

کی به فریادت با حس عشقی جواب می ده؟

راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد

واسه هر اشاره کردنت، دو تا کتاب می ده؟

من نباشم کی میاد با خواهش و التماس

با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس

منت چشماتو می کشه فقط به این امید

که بهش بگی برو، شعرای تو پر از خطاس

من نباشم کی میاد ناز نگاو می خره؟

کی میاد دنبال تو، تورو تا خورشید می بره؟

من نباشم کی می گه همیشه حقا با توا؟

واسه خاطر تو جون می ده پشت پنجره

من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت؟

کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت؟

من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه؟

با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت

من نباشم کی واسه خوابت، لالایی می خونه؟

تو، تو هر هوایی باشی، باز تو دنیات می مونه؟

من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم؟

اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه

من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو؟

با رقیب گشتناو، اذیت و آزار تو رو

تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم

کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو؟

من نباشم کی برات قطه می گه تا بخوابی؟

کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی؟

من نباشم کی بیداره تا تو خوبت ببره؟

کی قایم می شه للای ابرا که راحت بتابی؟

من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش؟

کی تو رو بهم می ریزه، با بیان خیالاش؟

ولی بی انصافیه، اینم بگم، من نباشم

کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش؟

کم نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه؟

کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه؟

من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو

همه مردم دنیا رو سیاپوش می کنه؟

من نباشم کی تو رویا درو روت وا می کنه؟

هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه

واسه من افتخاره، نگی منت مذاره

ولی کی اندازه من، زیبا، زیبا می کنه؟

من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده؟

کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده؟

کی به اون سری که توش عشق به آدم دیگس

با نهایت جنون و عاشقی، شونه می ده؟

من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه؟

دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه؟

کی میاد به جای طرحای قدیمی و یاد

روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه؟

من نباشم کی میاد انقد برات دعا کنه؟

هر چی برگردونی روتو، باز تورو صدا کنه

کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و

انقد عاشقت باشه، بازم بهت نگاه کنه؟

من نباشم می دونم تو استراحت می نی

اولش ساده به این نبودن عادت می کنی

اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم

نمی گی، اما یه کم، احساس غربت می کنی

من نباشم اگه حس کردی به کم غریب شدی

از به عاشق، یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی

بنویس رو کاغذ و بده به دس باد بیاره

بنویس فقط تویی، چون دیگه بی رقیب شدی

من میام گذشته رو می دم دس آب روون

بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون

اگه پای کسی تو زندگی ما وانشه

می تونیم با هم بریم تا هفت شهر آسمون

من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد

اگه امتحان می کردی تو، چقد چیزا می شد

بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من

نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد؟

من نباشم می دونم فکر می کنی خود خواهیه

ولی این حقیقته، قصه آب و ماهیه

هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه

عشق من یه عشق آسمونی و الهیه

من نباشم ولی نه، باید خودت بگی

تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا

دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم

قلبامون سنگی شدن، رنگ دلامونم سیا

من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن

دوس دارن باهات بسازن ولیکن نمی تونن

منم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون

اونا هیچ کدومشون، آخر باهات نمی مونن

بیا باشه

می خوام یکی رو بکشم، چشاش مث شما باشه

نه، نقاش چشم شما، فقط باید خدا باشه

من می دونم نمی دونید چقد شما رو دوست دارم

کم کمش فکر می کنم قد ستاره ها باشه

من شنیدم شما می خواین از عشقتون دس بکشم

واسه یه عاشق می تونه این بدترین بلا باشه

من می دونم اونکه می خواین باید چیا داشته باشه

چشاش باید سبز و موهاش، رنگ خود طلا باشه

اما می خوام واسه یه بار جای شما نظر بدم

کاش به جای اینا یه کم عاشق و مبتلا باشه

من همیشه تو رویاهام سوالی از شما دارم

چرا می خواین دسای من از شما جدا باشه؟

راستش می ترسم ولیکن، شما کسی رو دوس دارین؟

الهی که تصورم واسه آره، خطا باشه

الهی که یه روز بگید دوسم دارید حتی یه کم

تنها تقاضام از خدا، شاید همین دعا باشه

انقد دلم می خواد یه بار بهم بگید کجا بودی؟

بگم که جز پیش شما دل می تونه کجا باشه

آخر یه شب جواب دادید به نامه های بارونیم

مثل شما فقط می شه تو شهر قصه ها باشه

شاهزاده رویاهای نقره ای و خیس شبام

شما سفیدید، همه دنیا باید سیا باشه

کوه بلند بیستون، با هفت تا طاق آسمون

باید پیش چشم شما بشکنه، خم شه، تا باشه

صدای نازتون داره، قلب منو می لرزونه

مگه می شه این لرزیدن، فقط مال صدا باشه؟

یه جور تو قلبم اومدید، که راه برگشت ندارید

فکر می کنم این اومدن، فقط کار خدا باشه

یه عصر پاییز بذارید سر بذارم رو شونتون

بذارید این دیوونتون، مثل پرنده ها باشه

دیگه گذشتم از جنون، رد شدم از دیوونگی

یقین دارم که جام باید توی بیابونا باشه

پشت در قلب شما نشستم و در می زنم

خدا کنه واسه من دیوونه اونجا جا باشه

به چشمای دریاییتون، یه کم دقیق نگا کن

شاید یه ماهی اونجا ها، تو عالم شنا باشه

نگاتون آخر منو کشت، به هر کی که دیدید بگید

بذارید اسمم لااقل، جزو دیوونه ها باشه

دیوونه ای که واستون، عمرشو، جونشو گذاشت

تا که یه بار بهش بگید، من می خوامت بیا باشه

منو ببخش

زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه؟

تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه

چشمای ناز تو که وا می شه، آفتاب می زنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی

تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره

ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره

زیبا چشم تو اگه با رویاهام قهر کنه

آسمون، دلش می خواد شهرو پر از ابر کنه

چقد اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ

چقدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ

گفتی فاصلس میون من و رویاهام با تو

باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جا تو

زیبا وقتی خونت پیش مدیترانه بود

دل من واسه سفر، منتظر بهانه بود

زیبا اسمت که میاد بد جوری دیوونه می شم

ولی گفتی قصه شو که نمی شه بیای پیشم

زیبا تو فرشته ای، اهل یه جایی تو بهشت

نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسودیم نمی شه بسپرمت دست خدا

جام چقد مشخصه، تو نقشه دیوونه ها

زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو

زیبا ناز کن که چشات، ناز خریدنی داره

اون چشات کلی ستاره های چیدنی داره

مال هیچکسی نشو چون اونجا ها فرشته نیس

عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس

گفتی فاصله س میون فکرمو، حقیقتت

کاشکه داشتم یه ذره، فقط یه کم لیاقتت

تشنه بودم واسه شنیدن یه دنیا حرف

تو یکم گفتی و بعدش، دوباره سکوت و برف

جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت

حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت

عمریه موندم توی مصراع اول چشات

فقط این فعلو بلد چشدم که می میرم برات

اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه

عشق من محال به چشم تو کمرنگ بشه

اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده

جواب سوالای سختو همیشه اون می ده

تو دوسم نداشته باش، اما قشنگ عالمت

کسی که می دونه اما می نویسه مریمت

زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش

دنیا باید بدونن فرشته ای، پس بدرخش

دلخوشیای بیخودی

چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه؟

یه فال حافظ بگیرم تا ببینم اون چی می گه؟

باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم

می خوام برم دو بسته شمع نذر امامزاده کنم

چی کار کنم می خوام برم نماز حاجت بخونم

یعنی تا اوضا جور بشه منتظر تو بمونم؟

راستی یه ساله تو خونه زخم زبون زیاد شده

اسمتو دیگه نمی کن، واژه اون زیاد شده

همش می گن اون می گفت دیوونته، عاشقته

بمیری ام سراغتو نمی گیره بگه چته

تو می گی من چیکار کنم، عجیب توی دوراهی ام

نه توی خشکی ام نه آب، درست مث یه ماهی ام

یه ماهی خیلی کوچیک، میون آزادی و تور

که دلخوشیش بیخودیه، مث یه آرزوی دور

ببین روزاو لحظه ها بدجوری اذیت می کنن

آدما درباره تو یه جوری صحبت می کنن

می گن بعد این همه عاقل شمو رهات کنم

می گن تو قلبمی ولی، یه جور جدات کنم

خب می دونی گوش نمی دم به پند و حرفای کسی

ولی تو چی باید تا کی به داد دردم نرسی؟

تحملم حدی داره، اونم دیگه تموم شده

عمرمو زندگیم چه حیف، چقد برات حروم شده

دیشب نشستم تا سحر، دیدم اونا بد نمی گن

به جای صبر و طاقتم، چه کاری کردی واسه من؟

نه رفتی و نه اومدی، نه عشقی و نه دیدنی

نه حتی از جانب تو، حرف به هم رسیدنی

اون دوره ها تموم شده، دوره مثل گل یاس

خودت عجب قد کشیدی، منو شکستی ناسپاس

چقد بده اون که اومد اول گل داد من

می خواد با یه تبر بشه باعث افتادن من

تو همینو دلت می خواس، حالا دیدی شکستنو؟

چرا می خواستی بشکنی رویاهای ترد منو؟

درسته دنیا بی وفاست، اما بدون خدا داره

کلی مجازات واسه، آدم بی وفا داره

اگر که راست گفته باشن آدمای دوروبرم

دلم می خواد برم یه جا، لحظه مرگو بخرم

شنیدن حرفا دیگه داره دیوونم می کنه

آدم آخه برای کی؟ انقد دل بسوزونه

علتشو نفهمیدم می خواستی عاشقت بشم

بعدش که مطمئن شدی هرگز دیگه نیای پیشم

از همون اول آره یه کم عجیب غریب بودی

تو ماجرای تلخ من یه وسوسه، یه سیب بودی

تو اومدی دلم رو از راهی که داشت به در کنی

بعدش بذازی بری و بدون اون سفر کنی

من دیوونه رو بگو، منتظر توام هنوز

حقمه که بهم بگن بازم بشین بازم بسوز

رنگین کمون زیبایی ولی تو حسرت یه رنگیه

دلت رو بسپر دس کوه، چون جنس اونم سنگیه

من اینو اقرار می کنم تا خواستی آزارم دادی

اما اینم بهت می گم، از چشای من افتادی

دیگه اگه خورجین تو پر از گل و نامه باشه

اگه تو فکرت واسه بعد، هزار تا برنامه باشه

اگه مث اون اولا خوب بشی و با حوصله

نمی شنوی که من دیگه به پرسشت بگم بله

تو این دو سال یا بد بودی یا خشن و مریض بودی

تو اوج اذیتم ولی، بازم برام عزیز بودی

اما حالا تصمیممو گرفتم و ، سخته برام

خدا کمک می کنه که یه جور فراموشت کنم

من قطره قطره آب می شم، تا تو رو خاموشت کنم

عکسا و یادگاریات نه اونا رو پس نمی دم

دیگه برام تجربه شد دلو به هیچ کس نمی دم

می شینم و با رویاهام یه وقتا خلوت می کنم

دلم گرفت به عروسک، گاهی محبت می کنم

اون حرفامو گوش می کنه تو هر زمون و فرصتی

بدون هیچ توقعی، بدون هیچ خیانتی

خب دیگه حرفی ندارم هیچی به جز خداحافظی

اونم بذار پای یه جور، رسم قدیم کاغذی

کسی که تا قیامتم هرگز نمی بخشه تو رو

انقد نشستی تا خودش، آخر بهت بگه برو

بیستم مرداد، وسط یه سال گرم

هیچی تو قلبت نداری، حتی یکم حیا و شرم

بچه بودم

بچه بودم نه دیگه منتظر زنگ بودم

نه دیگه واسه تو و مثل تو دلتنگ بودم

بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد

دل کوچیکم فقط قصه بازی رو می خورد

بچه بودم چقد صاف و روون می خندیدم

خوبیش این بود که ازت، نمی خوامت نمی شنیدم

بچه بودم همه ام مثل خودم بچه بودن

نرم و ساده مث خاکای توی باغچه بودن

بچه بودم خبر از تو، خبر از دروغ بود

سر فکرای پریشون انقدر شلوغ بود

بچه بودم همه چی درست می شد، سخت نبود

هیچکی اندازه من اونروزا خوشبخت نبود

بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود

هنوزم خدا اونو دست خدوم سپرده بود

بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر می دونست

کوچمون حال منو از تو که بهتر می دونست

بچه بودم کسی بیخود منو اذیت نمی کرد

مث تو میون بازیا خیانت نمی کرد

بچه بودم کسی مثل تو باهام بد نمی شد

بی توجه از منار رویاهام رد نمی شد

بچه بودم نبود اونکس که بهم راس نمی گفت

مث تو هیچکی بهم هر چی دلش خواس نمی گفت

بچه بودم عالمی بود آخا عشق نبودم

از دس چشمای تو، تو حسرت دق نبودم

بچه بودم بدون هیچ قصه ای رفتم شمال

لب دریا خونه های ماسه ای، بوی بلال

بچه بودم توی قایق بی تو خیلی خوش گذشت

دنیا رو کاش می دادم سالای رفته بر می گشت

بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود

لابه لای دفترام، جز دوتا برگ یاس نبود

بچه بودم عکس تو باعث درد سر نشد

جز تو هیچکی باعث رفتن به سفر نشد

بچه بودم انقد از سادگیا دور نبودم

واسه گوش کردن به تو، انقد مجبور نبودم

بچه بودم کسی مثل تو منو رنج نداد

برد و باخت تلخ ما مزه شطرنج نداد

بچه بودم دلم از هیچکسی ناراضی نبود

فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نیود

بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت

غصمون هر چی که بود یه دینا چاره داشت

بچه بودم قهر و آشتیم روی هم لحظه بود

اخم و دردم واسه حرفی که نمی ارزه نبود

بچه بودم بیشتر از این زمونا در می زدن

اونروزا بزرگترا بیشتر به هم سر می زدن

بچه بودم قلبای تو دفترم حقیقی بود

روی دفتر خاطراتم عکس جوجه تیغی بود

بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم

کندن اسمارو رو درخت و چوب بلد بودم

بچه بودم چشم تو در به درم نکرده بود

اونروزا فکرو خیالت، خبرم نکرده بود

بچه بودم روزای هفته شبیه هم نبود

حواسم پهلوی اینکه چی بهت بگم نیود

بچه بودم شادی پر بود توی بادکنکم

آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم

بچه بودم غروبا بوی غریبی نمیداد

کسی هدیه به کسی ساعت جیبی نمی داد

بچه بودم اگه مثل حال مجنون می شدم

از بزرگ شدن واسه ابد، پشیمون می شدم

نرو زیبا

نرو زیبا رفتنت واسه دلم ضرر داره

اونورا آدم بد فراوونه، خطر داره

سایه روشن چشات داد می زنه می خوای بری

شب ناز مژه هات علامت سفر داره

نرو زیبا همیشه وحشت من از این بوده

که یکی یه جایی به چشمای تو نظر داره

تو مراقب تمام لحظه هامی، می دونی

نباشی هر کی تو دستاش، دو سه تا تبر داره

منم این دیارو، آدما رو دوس ندارم

ولی هر چی که باشه، دنا داره، خزر داره

نرو زیبا، لااقل به خاطر دخترکی

که یه دل از همه عاشقا دیوونه تر داره

تو بمون حتی اگه مال کس دیگه بشی

بودنت رو خط به خط زندگیم اثر داره

نرو زیبا بسمه هر چی که پیشم نبودی

به خدا دخترک یه قلب دربه در داره

می ری اونجا چه کنی دل منو بسوزونی؟

بگی مشکل توا، عاشقی دردسر داره

نرو زیبا به خدا از این دیوونه تر می شم

واسه اون چشمای تو تفاوتی اگه داره

نرو زیبا هستی مریم عاشقت اینه

یه دل و، یه زیباو، یه دنیا چشم تر داره

تو نباشی می میرم، اما چی گفتم مردنم

واسه تو و خیالات فرقی ام مگه داره؟

زندگی سازیه که ما همه کوکش می کنیم

زیر داره، بالا داره، پایین داره، زبر داره

گاهی تلخه، مث جام شوکرانه رفتنت

گاهی ام مثل خیال موندنت شکر داره

بال پرواز ندارم اما بری باهات میام

دل واسه بودن با تو، هزار تا بال پرواز داره

اینم گفتم که نری، باز ولی با خودت بگی

جایی نیس این دختره دس از سر ما برداره

 

تو یعنی خود زیبا

وقتی که چشمات ابره، پلکات چه مهی داره

آفتاب به نگاه تو، کلی بدهی داره

ماه روزا میاد مکتب، پیش مژه نازت

بارون شده شاگرد، شب تا سحر سازت

پروانه میاد دورت، تنها واسه مردن

مردن پیش چشم تو، یعنی همیشه بردن

دریا شنیدم عصرا، موتو می زنه شونه

راستی دیگه فهمیدم، محض چی پریشونه

پیش یه نگاه تو، کوهها همیشه مومن

بیچاره گلا پیشت، یک عمره که محکومن

کوهها تو زمستونا از دوره که پربرفن

پیش تو میان هیچن، در حد دوتا حرفن

رنگین کمونم سادس، پهلوی تو بی رنگه

چشمای تو که باشه، جای آسمون تنگه

با اسم تو سیمرغا، پر می کشن و می رن

با برق نگاه تو می سوزن و می میرن

دربون دو چشماته، هر چی نور سیارس

دفترچه ابرا از، حرفای مژت پارس

صحراها زیر دستت گرما رو می آموزن

زیبا آتیشا از رو، چشمای تو می سوزن

قظبا زیر دست تو شیش ماه می بینن دوره

تو قلب تو دائم شب، دستات همیشه ظهره

جنگل با اون آوازش، تو چشمای تو گم شد

شمشاد اومد و پیشت، خم شد، قد گندم شد

من هرچی بگم از تو، با اون جذبت دوره

راس گفتی چه کاره بود، شاعر مگه مجبوره؟

من متهم باشه، تو داوری و قاضی

هم می تونی شاکی شی، هم مهربونی و راضی

حرف حالا و فردا، مثل همیشس زیبا

جز تو همه یعنی هیچ، تو یعنی، خود دنیا

دوس ندارم

چی می شه می نویسم آدما رو دوس ندارم

خودمو، اونا رو حتی شما رو دوس ندارم

دیگه از دلم گذشته عاشق کسی بشم

اون دوست دارمای بی هوارو دوس ندارم

یادمه یه وقتا جونم سر عاشقی می رفت

دیگه فکر اون لحظه ها رو دوس ندارم

سرنوشت و سفرو خیانت و پشیمونی

حق دارم بگم که هیچکدومارو دوس ندارم

نه غریبه لطفی کرد، نه آشنا خیری رسوند

هیچکدوم، غریبه آشنا رو دوس ندارم

کفره اما می نویسم، دعا فایده ای نداشت

من دعا نمی کنم، نه، دعا رو دوس ندارم

بچه بودیم چی می شد بچه می موندیم همیشه

گر چه من خیلی بدم بچه ها رو دوس ندارم

یه زمونی یه صدا وجودمو تکون می داد

باورش سخته ولی اون صدا رو دوس ندارم

التماس سرخ سیبا دیگه معنی نداره

سیبا مال عاشقاس، من سیبارو دوس ندارم

دیگه دستی نمی خوام که کنج دستام بشینه

همه چی سرده، می لرزه، گرما رو دوس ندارم

چرا من دلواپس شمدونی باشم، تو غروب؟

دیگه نه گلارو، نه گلدونارو، دوس ندارم

وفا حرفه، مهربونی قحطیه، عشقم بلاس

دبگه بی وفام، عجب نیس، وفا رو دوس ندارم

صحیت چشمای روشنش یه عمری منو کشت

ولی نه هرگز دیگه اون چشارو دوس ندارم

با خودم قرار گذاشتم سراغ دلم نرم

با دلت بری خطاست، من خطارو ؤ

وقتی که عاشق بودم، بلا چه طعم خوشی داشت

حالا که رها شدم، پس بلا رو دوس ندارم

یعنی چی دوست دارم، بی تو می میرم، عزیزم

نمی دونم چرا این جمله ها رو دوس ندارم

باید آدم بشینه راس راسی زیدگی کنه

آدمای عشق و مبتلا رو دوس ندارم

خدا هر چی سر رام بود طعم خوشبختی نداشت

نمی شه آخه بگم که خدا رو دوس ندارم

ولی بنده هات نساختن با دلم تک تکشون

اینکه جرمی نداره بنده ها رو دوس ندارم

خورشید و ستاره رو، مهتاب و آسمونارو

ساحل و موج بلند دریارو دوس ندارم

همه عمرم توی سوختن واسه پروانه گذشت

ولی بی رحمم و حتی شمعارو دوس ندارم

می دوی، می شکننت، نمی خوانت، نمی رسی

من به کی بم این قانونارو دوس ندارم

زندگی رو شونه هام سنگینی می کنه عجیب

پس گناه من چیه که دنیارو دوس ندارم

دو سه سالی بود به عشق رؤیاهام زنده بودم

دیگه حتی رسیدن تو رؤیارو دوس ندارم

دلمو همه زدن یا بد می شن یا که بدن

خودمم بدم ولیکن بدارو دوس ندارم

به جای این همه حرفا چونکه باور کنید

بذارید بگم که دیگه، زیبارو دوس ندارم

بهم برگدون

عصر اونروز زیر بارونو بهم برگردون

بوسه رنگ تابستونو بهم برگردون

تو زمستون دس قلبت منو آتیش می زد

کرسی داغ زمستونو بهم برگردون

توی تالار مه اون شب پاییزی نرم

بازی لیلی و مجنونو بهم برگردون

توی فال افتاده بود عاشقی یادت میاد؟

فال راست توی فنجونو بهم برگردون

موهامو ریخته بودم دور نگاهت یادته؟

عکسا و موی پریشونو بهم برگردون

تو حیاظ زیر درخت، کنار حوض ماهیا

خاطرات لب ایوونو بهم برگردون

من می خوام با تو باشم فرقی نداره چه جوری

تو بمون با این کارت، جونو بهم برگردون

با نگات باز بیا آتیش بسوزون توی دلم

برق اون چشمای شیطونو بهم برگردون

حرفای مثل عسل، شعرای مثل مروارید

دعاهای زیر ناودونو بهم برگردون

می دونی ما تو خیال به خیلی جاها رسیدیم

لااقل آیینه و شمعدونو بهم برگردون

یادته اسم تو رو با خون نوشتم رو دیوار

نامه هامو نمی خوام خونو بهم برگردون

دوتا گلدون یادته دادیم بهم تا ته عمر

یه کم عادل باش و گلدونارو بهم برگردون

دلمو بردی کجا راس بگو من چش می ذارم

برو خونه، برو بیرونو بهم برگردون

حرف قولات چی می شه؟ یعنی فراموشش کنم؟

پس تو هم قولای پنهونو بهم برگردون

دل من واسه خودش دارو درخت و گلی داشت

من می خوام برم به یه جزیره، به یه جای دور

اجازم دست توا... اونو بهم برگردون

ازم گرفت

سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت

صبح فردا شد دیدم ردپاتو ازم گرفت

تا می خواستم به چشای روشنت نگا کنم

مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت

تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم

اثرش زیاد بودو خنده هاتو ازم گرفت

تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود

خدا لعنتش کنه، اون، نگاتو ازم گرفت

لحظه هات یه وقتایی مال دوتامون می شدن

اون حسود، اون دو سه تا لحظه هاتو ازم گرفت

خیلی وقته سختمه دیگه تنفس بکنم

یه جور عجیبی انگار هواتو ازم گرفت

خدا دوس نداشت بیام پیشت کنار تو باشم

باورت نمی شه حس دعاتو ازم گرفت

دست روزگار چقد با من و آرزوم بده

لحن فیروزه ای مریماتو ازم گرفت

سلامت، خدافظیت، عزیزمای نقره ایت

حرف آخر، به امون خداتو ازم گرفت

تو حواس واسم نذاشتی چکنم از دست تو

اشتباهم بهترین جمله هاتو ازم گرفت

نمی خواد بپرسی چی، خودم دارم بهت می گم

تو یه خط خوردگی دنیا، صداتو ازم گرفت

یه کم از برگشتن قشنگ تو وقتی گذشت

یکی اومدو یه ذره وفاتو ازم گرفت

هفتم اردیبهشت نزدیکای تولدت

جمعه که قد تموم زندگیم ذلم گرفت

تو می خوای

تو می خوای ناز چشاتو بخرم

قیمت عشقتو بالا ببرم

تو می خوای یه روز بیای سراغ من

تو میای پس زیر وعده هات نزن

تو می خوای فردارو با هم بسازیم

تو می خوای یه باغچه مریم بسازیم

تو می خوای ساز منو کوک کنی

تو می خوای دنیارو مشکوک کنی

تو می خوای زیادی عاشقت بشم

تو می خوای پاییز که شد بیای پیشم

تو می خوای بریم پیش ستاره ها

تو می خوای بهم بگی خیلی چیزا

تو می خوای چشام تورو نگهداره

تو می خوای هر چی بگی بگم آره

تو می خوای فانوس لحظه هام بشی

تو می خوای تا آخرش باهام باشی

تو می خوای شب تا سحر صدام کنی

تو می خوای خوابم بودم نگام کنی

تو می خوای عروس رؤیاهام کنی

تو می خوای پری دریاهام کنی

تو می خوای اسممو فریاد کنی

اسمتو شبیه فرهاد کنی

تو می خوای با همه کس قهر کنی

خودمو شهره یک شهر کنم

تو می خوای سفر نرم بدون تو

تو می خوای همش بگم به جون تو

تو می خوای شبا برام قصه بگی

تو می خوای تموم شه فصل تشنگی

تو می خوای با هم باشیم، کنار هم

پاییز و زمستون و بهار هم

حدس تلخ خواستگاری

نه زنگی، نه حرفی، نه یادگاری

تو نکنه رفتی به خواستگاری

خب ببینم کیه؟ موهاش بلنده؟

توی خیابون بی صدا می خنده؟

چشاش چه جوره؟ روشنه؟ کشیدس

یقین دارم که شبیه سپیدس

دساش چی؟ جنس دستاش از بلوره؟

تو صورتش یه چیزی مثل نوره؟

ابروش چی؟ حتما ابرواش کمونه

اخلاق و رفتارش چی؟ مهربونه؟

چی رنگیه؟ گندمی یا سفیده؟

چقد دوسش داری تبت شدیده؟

کجا دیدیش، توی محل کارت؟

اون چی، مث تو شده بی قرارت؟

راستی مژش چی؟ خیلی بر می گرده؟

همونه که تورو دیوونه کرده؟

راستی موهاش چه رنگیه؟ طلایی؟

یا رنگی مثل رنگ بی وفایی؟

قدش به قدت می خوره عزیزم؟

بردارم اسفند براتون بریزم؟

خب عزیزم منو خبر می کردی

با گریه هام گلویی تر می کردی

ترسیدی من آه بکشم یا نفرین؟

رد شده همون دقیقه ترغ آمین

من تو رو نفرینت کنم؟نمیشه

هنوز دوست دارم مثل همیشه

تازه اگه دعاها مستجاب بود

قصه ما حالا توی کتاب بود

خلاصه که یه جمله می نویسم

با بارون پلکای سرخ و خیسم

اگه دعاهای منو می خوندن

به جای اون منو پیشت می شوندن

تا وقتی که کلاغ نره به خونه

این آرزو توی دلم می مونه

دیوونتم، دیوونتم، دیوونه

شب شده ساکت دوباره خونه

می گرده دل دنبال یک بهونه

می گرده باز گنجه خاطراتو

پی یه حرف ناب عاشقونه

عکس تو رو باز می ذاره روبروش

که تا ته شب واسه تو بخونه

دلم تو التهابه که چه جوری

قدر چشای ناز تو بدونه

تو عصری که قحطی عطر یاسه

اما به جاش دوست دارم گرونه

کافیه یه جا ببینم

تا حس شعرم بزنه جوونه

من نمی تونم بگم اندازه شو

اینو فقط شاید خدا بدونه

محاله که عشق مارو ندونن

برو سوال کن از گلای پونه

اگه بخوان خیلی کم از تو بگن

می گن همون که خیلی مهربونه؟

بی خبی تو ولی از حال من

میندازم اینو گردن زمونه

چقد حسودیم می شه وقتی همه

بهم می گن دل تو پیش اونه؟

من خودمو باز می زنم به اون راه

می گم بیارید واسه من نشونه

اما تا کی فریب بدم دلم رو

اون داره کلی آدرس و نشونه

مهم ولی تویی که اسم نازت

با من یه جایی پشت آسمونه

اونا نمی دونن ستاره هامون

دوتاس ولی تویی یه کهکشونه

اینو بخون تا دوباره بدونی

          دیوونتم، دیوونتم، دیوونه

شبیه سال دوهزار

بازم یه سال دیگه شد،سالی مث سالای پیش

دوباره نسل آدما، با غم و غصه، قوم و خویش

سالی که توش کامپیوتر با آدما حرف می زنه

جای ما بازی می کنه، گوله های برف می زنه

سالی که باز شروع شد با هدیه های ژانویه

امید عاشقاس فقط، چهادرهم، تو فوریه

یه سال مث سالای قبل، غریب وبی طاقت و سرد

یه کم خوشی، یه کم بلا، یه دنیا غصه، کلی درد

یه سالی که بهش می گن، سال رواج گفتگو

اول سال باز می کنن، آدما کلی آرزو

ظالما، ظالمن هنوز، عاشقا زردو بی قرار

تموم لحظه هاش می شن، شبیه سال دو هزار

زمزمه ای پای گهواره

لالالا دونه های سرخ گیلاس

چه چشمایی داری تو رنگ الماس

لالالا عاشقونه زیر بارون

به یاد زلفای بی تاب مجنون

لالالا عاشقای خیس گریه

دروغی خنده و راستی گلایه

لالالا عاشقی از بی حواسی

جای مهر و محبت ناسپاسی

لالالا رفتنای تا همیشه

تموم شد قصه فرهادو تیشه

لالالا قصه درد کلاغ

که عمرش رو گذاشت پای علاقه

لالالا قایق و دریاو پارو

یه تخت راحت از چوبای گردو

لالالا فال قهوه توی فنجون

همش می پرسم از برگشتن اون

لالالا خوابای آروم رنگی

کنار بوته های توت فرنگی

لالالا رؤیاهای پرتقالی

هزارتا آرزو اما خیالی

لالالا با تو بودن تا قیامت

نگو نه خوندم از چشمات ندامت

لالالا خواب من آشفته تر شد

تو رفتی و دل من دربه در شد

لالالا خواب بدون تو حرومه

دم آخر نوشتم یه لالایی

شاید پیغام بدی این بار کجایی

لالالا بی وفا چشمامو تر کرد

یه بار موندو هزار بار سفر کرد

لالالا موقع رفتن به من گفت

واسه برگشتن کلی خبر کرد

لالالا خوش باشی رؤیای نازم

دیگه نیستم واست شعری بسازم

فدای اون چشای بی وفات شم

دیگه رفتم که راس راسی فدات شم

لالالا شمع و شمعدون و شکایت

می میرم من واست تا بینهایت

یک فنجان تمنا

تو شب خیس مژه هام یه شب بیا قدم بزن

با رقص تلخ اشک من ساز دوست دارم بزن

اطاق آرزوهامو خیلی مرتب چیدمش

بیاو با یه چشمکت، اطاقمو بهم بزن

سخته برات تنهائیاتو کوک کنی

با عشق من چشمای نازتو ببند، برای من یکم بزن

می خواستم از نگات بگم، دوباره لغزید قلمم

قصه نویس رؤیاها بیا واسم قلم بزن

بگو دوسم داری یا نه؟ یه جور بهم نشون بده

بقیه زندگیمو با این جواب رقم بزن

به جای ابرا واسه تو شب تا سپیده باریدم

به خاطر هر کی می خوای تو لااقل یه نم بزن

اون عکسی که ازم دیدی توش یه چیزایی کم داره

تو جای من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن

بگو تو زندگیت کیه ردنشو از سؤال من

زیر جواب نقره ایت چندتا برام قسم بزن

مجنون چی رو بلد نبود که لیلی قسمتش نشد

توام توی طالع من نقش بد ستم بزن

عاشقی سخت و آسونه، بستگی به دلت داره

دوس داری بهتر بدونی یه سر به این دلم بزن

پیش خودت نگو که عشق همیشه عشقای قدیم

بیا یه بار از عشقای قشنگ حالا دم بزن

نامه باید خودش بیار تا بنویسیش واسه من

سخته ولی جور دیگه شعرو باید تموم بکنم

دلم که رفت چیزی اگه مونده بیا ازم بزن

زخم تو، زخمتو می خوام، هر دو واسم مقدسه

چه خنجرو، چه عشقتو، فقط واسه خودم بزن

یه وقت اگه تنها شدی با عشق و ساز و زمزمه

به خاطر من یه بارم، من به تو می رسم بزن 

اگه تو مال من بودی

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد

پرستو از رو دست تو، نغمه هاشو شروع می کرد

اگه تو مال من بودی، کلاغ به خونش می رسید

مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید

اگه تو مال من بودی همه خبر دار می شدن

ترانه های عاشقی، رو سرم آوار می شدن

اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز می زدیم

پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم

اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود

دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود

اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت

تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت

اگه تو مال من بودی، جهنمم بهشت می شد

قصه عشق ما دوتا، عبرت سرنوشت می شد

اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور

یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور

اگه تو مال من بودی می ذاشتمت روی چشام

بارون می خواستی می بارید، ابر سفید گریه هام

اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت

شمعی که پروانه داره، اشک غم انگیز نمی ریخت

اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت

آدما دارا می شدن، دنیا دیگه فقیر نداشت

اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی

پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی 

صبورم هنوز

زچشمت اگرچه که دورم هنوز

پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگر غصه بارید از ماه و سال

به یاد گذشته صبورم هنوز

شکستند اگر قاب یاد مرا

دل شیشه دارم بلورم هنوز

سفر چاره دردهایم نشد

پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نبود

گذشتم ولی غرق نورم هنوز

پر از خاطرات قشنگ توام

پر از یادو شوق و مرورم هنوز

ترا گم نکردم خودت کم شدی

من شیفته با تو جورم هنوز

اگر جنگ با زندگی ساده نیست

در این عرصه مردی جسورم هنوز

اگر کوک ماهر با ما نساخت

پر از نغمه پاگ شورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است

ولی با توام پس صبورم هنوز

برای دیدن تو

برای دیدن تو نقره ماهو چیدم

تا آسمون هفتم به خاطرات دویدم

برای دیدن تو آسمونو شکافتم

ستاره رو چشیدم تا طعمتو شناختم

برای دیدن تو خارا رو سجده کردم

به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردم

برای دیدن تو پاییز شدم شکیتم

برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

برای دیدن تو از دریاها گذشتم

دور ضریح عکست شب تا سپیده گشتم

برای دیدن تو شدم مث پنجره

اشاره هات محاله از یاد چشمام بره

برای دیدن تو سوار موجا شدم

چون تو رو داشته باشم همیشه تنها شدم

برای دیدن تو عمری مسافر شدم

به احترام اسمت رفتم و شاعر شدم

برای دیدن تو خط کسیدم رو تقدیر

نگات مث یه صیاد منو کشید به زنجیر

برای دیدن تو سنگارو شیدا کردم

طلسمارو شکستم راهارو پیدا کردم

برای دیدن تو، تو جنگا گم شدم

بازیچه نگاه ساکت مردم شدم

برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم

خیلی کارارو کردم اما تو رو ندیدم

برای دیدن تو رفتم تو باغ شعرا

سراغ فال حافظ، دنبال شعر نیما

برای دیدن تو چه دردایی کشیدم

تبم رسید به خورشید، تموم شد، بریدم

برای دیدن تو از خواب گل و پروندم

جه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم

سرو رو شونه رنج چه روزا که گذشتم

برای دیدن تو قامت غصه خم شد

انگار که قحطی اومد هر چی بجز تو کم شد

برای دیدن تو نیاز نبود بگردم

تو هر جا با من بودی پس تورو پیدا کردم

وقتی که عاشقم شدی

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنگ بود

تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود

تنگ بلوری دلت درست مث دل من

کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود

وقتی که عاشق شدی چیزی ازم نخواستی

توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود

چه روزا که با همدیگه مسابقه می ذاشتیم

که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود؟

تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید

راستش دلم خونه تردید و هراس و شک بود

دیگه نه از تو خبری بود، نه از آرزوهات

قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود

یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بودو

اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود

تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی

عاشقیون یه بازی شاید، یه الک دولک بود

نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی

کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود

قصه با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت

کسی که ور زخمای قلب من مث نمک بود

حالا که رفتم و گشتم...

وقتی از تو دل بریدم

جز خودت چیزی ندیدم

پی هر گسی که رفتم

آخرش به تو رسیدم

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

انگار آسمون نمی خواس

ببینه ماها رو باهم

یادته لحظه آخر

زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی

دادی دستم گل مریم

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

دس من نبود نه از تو

بلکه از خودم گذشته بود

به یه خرجین پر غربت

پی سرپناه می گشتم

همه چیم ولی تو بودی

جنگلم، کوهم و دشتم

عشقتو خواستم بذارم

لای خاطرات دفتر

اما یاد تو نمی کذاشت

میومد دوباره از سر

توی یک غروب جمعه

اصل مطلبو نوشتم

پی هیچکس نمی گردم

چون تویی اول و آخر

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

دریاها هنوز کبودن

بعضیا هموز حسودن

هم واسه تو می نویسم

هم اونایی که نبودن

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

اسمتو، عشقتو رفته

تو رگ و تو خون و ریشه

یاته خواستی بمونم

ناله کردم که نمی شه

حالا عمریه اسرم

توی دام زرد غربت

اما اسمشه که نیستی

با منی همش، همیشه

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

من که تقصیری نداشتم

تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمی شه

می زنه چه تیشه هایی

من که چشمام توی غربت

هنوزم پیتمی گرده

ولی حق داری بگی که

اینا حرفه، بی وفایی

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا

جرم ما چی بود عزیزم

که مارو قربونی کردن

خودشون رهان و آزاد

ماها رو زندونی کردن

دل سنگشون نمی خواس

عاشق همدیگه باشیم

تو رو اونجا، منو اینجا

ساکن بیرونی کردن

حالا که رفتم و گشتم

می بینم تکی تو دنیا

همی شه تو رو عوض کرد

حتی با شبای رؤیا 

خسته شدم

دیگه از دست توو ترانه هات خسته شدم

دیگه از شندن رنگ صدات خسته شدم

چه جوری بگم هنوز خیلی دوست دارم ولی

انگار از بیشتر از این بودن باهات خسته شدم

منی که عمرم و زندگیم، تو چشمای تو بود

باورت نمی شه از رنگ چشات خسته شدم

انقدر نگام نکردی که دیگه زد به سرم

از اون آنیش خوابیده تو نگات خسته شدم

تو به من می گی بی انصافم حق داری بگی

با کذوم بهونه بنویسم برات خسته شدم

انقدر آب و هوا واسم عوض کردی که من

آخر از دست همون آب و هوات خسته شدم

گفتم این کارو نکن، کردی رفتی و ببین

دیدی آخر از تموم اون کارات خسته شدم

حرفات انگار دیگه روی دل من نمی شینه

انقدر عوض شدی که من به جات خسته شدم

شب و روزات مث وز و شبای قدیم نبود

از دس تفاوت روزو شبات خسته شدم

دیگه فرقی نداره پیشت باشم یا نباشم

تو یه بی تفاوتی، من از فضات خسته شدم

دوس داری بری، برو، دلت می خواد باشی بمون

من که از تمام حرف و تصمیمات خسته شدم

انقدر صدام نکردی از خودم بدم میاد

از این اسم مریم و نگفتنات خسته شدم

یه روزی غریبه ای، یه روزی آشنا، من از

بازی زشت غریب آشنات خسته شدم

تو چی فکر کردی خیال کردی من عاشق می مونم

من از این فکرای غرق ادعات خسته شدم

واسه تو حتی دیگه شبا دعا نمی کنم

راستشو بخوای دیگه من از دعات خسته شدم

من شکایت تو رو به کی کنم؟ برم کجا؟

به جون خودت قسم نه، به خدات خسته شدم

چقدر ببخشمت من دیگه چیزی ندارم

به خدا از دس این همه خطات خسته شدم

روزی صدتا غم و غصه توی قلبم می ذاری

منم آدمم از این دردو بلات خسته شدم

انقدر واست می میرم واسه من تب می کنی؟

حق دارم از این دل بی اعتنات خسته شدم

تو خودت منو نخواستی، من گناهی ندارم

از دس اون چشای دور از وفات خسته شدم

شعرو اینجوری نوشتم کسی باخبر نشه

مثلا من از توو خاطه هات خسته شدم

کی می دونه تو پشیون شدی و نوشتی که

حتی از دیدن عکس و هدیه هات خسته شدم

ای خدا، اینو فقط من و توو اون می دونیم

نشونم بده یه جور راه نجات، خسته شدم 

من با تو هرگز

سلام ای بی وفا، ای بی ترحم

سلام ای خنجر حرفای مردم

سلام ای آشنا با رنگ خونم

سلام ای دشمن زیبای جونم

بازم نامه می دم با سطر قرمز

آخه این بار شده من با تو هرگز

نمی خوام حالتو حتی بدونم

تعجب می کنی آره همونم

همونی که زمونی قلبشو باخت

همونی که برات هر لحظه می مرد

که ذکر نامتو بی جون نمی برد

همونم که می گفتم نازنینم

بمیرم اما اشکاتو نبینم

همون که دست تو، مهر لباش شد

اگه زانو نمی زد غم باهاش بود

خالام آروم نشستم روی زانوم

ولی دیگه گذشت اون حرفا، خانوم

تعجب می کنی آره عجیبه

می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

خیال کردی همیشه زیر پاتم؟

با این نامردیت بازم باهاتم؟

برات کافی نبود حتی جوونیم

تموم شد آره گم شد مهربونیم

دیگه هر چی کشیدم بسه دختر

نمی بینیم همو این خوبه، بهتر

دیگه بسه برام هر چی کشیدم

فریبی بود که من از تو ندیدم!

دروغی هست نگفته مونده باشه؟

کسی هست تو خیال تو نباشه؟

عجب حتی دریغ از یک محبت

دریغ از سر سوزن صداقت

دریغ از یک نگاه عاشقونه

دریغ از یک سلام بی بهونه

نه نفرینت چرا، این رسم ما نیست

اگر چه این چیزا درد شما نیست

گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟

چیه توهین به ذات محترم شد؟>

دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ

که عشق ما رسید به سد هرگز 

بازم نامه

بهونم، چندتا سلام کنم جوابمو می دی؟

ببینم یواشکی احوال مارو پرسیدی؟

نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم

فدای چشات، تو که از خط من نلرزیدی

بیقراری مث موهات تو دلم موج می زنه

می دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدی

وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید

نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی

من فدای رگه های ناز چشم روشنت

چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی

حق داری بخندی و راستی دست درد نکنه

سرزدی به یه دیوونه غریب تبعیدی

راستی اون شب یادته، کاشکه واست مرده بودم

من می خواستم بمیرم پیش چشات، خودت دیدی؟

چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنی

این دفه درباره من چه چیزایی شنیدی

جوابی که داده بودم، به خودم، دیشب رسید

دوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمی دی

تو رو جون آسمون به غیرتت بر نخوره

نکنه اینجا به بعدو نخونی، چون رنجیدی

رنگ خونه چشام از بس که تورو ندیدمت

مث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی

یه روزایی دیدنت چاره ای داشت، دعا می خواس

حالا نه دعا واسم فایده داره، نه امیدی

خورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابه

آخه تو به جای اون هم روزو هم شب تابیدی

ببینم تعارفو یه دیقه بگذاریم کنار

اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی، دزدیدی؟

آره بد سؤالی بود تو اینو نشنیده بگیر

مث نمره تک کارنامه یه تجدیدی

تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا

حتی بشنوه اگه تو به یکی شون رسیدی

می میره، اما وای=سه خوشیت دعاها می خونه

راس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی؟

بگذیم خیلی نوشتم، زحمتت نبود بخون

معذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دی

ماهی که با این که اسفنده، ولی دود نمی شه

همیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدی

از خودت مواظبت کن هر جوری که دوس داری

مجنونت، یا دیوونت، هر لقبی پسندیدی

------------

دوبیتی

------------

باترس

این حرف را به جان تو با ترس می زنم

با عبرت و گرفتن صد درس می زنم

تو عاشق کسی شدی و من بی اطلاع

از چشمهای خسته تو حدس می زنم

زیباتر

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سرست

پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پرپر است

من نمی دانم چه رازی بین عشق و اسم توست

اسم تو هر چه از زیبا دیده ام زیباتر است 

مال کسی نیست

این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست

تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست

این قدر نپرسید کجا رفت و کی آمد

اشعار پراکنده من مال کسی نیست

او رفت تا بماند

این سطر مختصر را گفتم که او بخواند

هرچه به او نگفتم می خواهم او بداند

او اولش نمی خواست ترکم کند ولیکن

فهمید راز من را، او رفت تا بماند

آخر مردم

یک عمر تو را به هر کجایی بردم

هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم

حالا تو بمان و قصه ات راحت باش

از بس نرسیدم به تو آخر مردم

------------

تک بیتی

------------

می خوام برم کلاس خط، یاد بگیرم با خط خوش

نامه بدم واسه شما، تورو خدا بیا بکش

----------------------------------------------------

یه کاری کرد با دل من اون چشای پر جذبه

که ساعته خونه م هنوز، بعد یه عمری عقبه

----------------------------------------------------

اون که نباید می شد انگار شده

هر چی بگم نمی خوامش بیخوده

----------------------------------------------------

همین که اسمت رو منه، کلی می بالم به خدم

بذار همه گمان کنن من اول عاشقت شدم

----------------------------------------------------

منتظر شعرهای خانم مریم حیدرزاده از کتابمثل هیچکس باشید

نظر چییییییی یادتون نره

 

+ نوشته شده در  84/06/15ساعت 17:27  توسط حسن آذری  |